سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
حوری آسمان

حوری آسمان

   1   2   3   4      >

ای که بوی باران شکفته در هوایت

یاد از آن بهاران که شد خزان به پایت

شد خزان به پایت بهار باور من

سایه بان مهرت نمانده بر سر من

جز غمت ندارم به حال دل گواهی

ای که نور چشمم در این شب سیاهی

چشم من به راهت همیشه تا بیایی

باغ من بهارم بهشت من کجایی؟


جان من کجایی؟ کجایی


که بی تو دل شکسته ام


سر به زانوی غم نهاده ام


به گوشه ای نشسته ام


آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا


مانده با نگاهی به راهی که می رود به ناکجا


...................................




نوشته شده در دوشنبه 4/2/91ساعت 11:3 عصر توسط حوری آسمان نظرات ( ) |

 


میخندم به بغضی که توی گلومه...........


 


نوشته شده در یکشنبه 3/2/91ساعت 11:14 عصر توسط حوری آسمان نظرات ( ) |



برای خدای با شکوه ترین


چه یاریگرانه ، در همین روزهای ابتدایی سال جدید یاری ام کردی


چه مشتاقانه احتیاجم به آغوشت را، جواب دادی


چه مقتدرانه نفس کشیدن همراه با بهار را روزی ام کردی


چه با شکوه روزهایم را آرام میکنی


چه حکیمانه مرا در مسیر کسب علم آموزی هدایت میکنی


چه زیبا خدایی کردن را میدانی




برای حوری آسمان


من برمیخیزم چراغی در دست،چراغی بر دلم


زنگار روحم را صیقل میزنم


آینه ای برابر آینه ات می گذارم


تا با تو ابدیتی بسازم...




سال نود ویک را با اشتیاق تمام میگذرانم...




نوشته شده در پنج شنبه 17/1/91ساعت 10:52 عصر توسط حوری آسمان نظرات ( ) |










به یاد خدای آفریننده ی قلم آمده ام تا دوباره به درگاهش سپاس گویم. آمده ام به خاطر رحمتش ، اعجازش و اجابت دعایم
که در سال نود روزی ام کرد قدردانی کنم.آمده ام بگویم که سال نود متفاوت ترین سال زندگی ام بود. سخت بود و پر فراز و نشیب اما سرشار از تجربه و بالندگی. گاهی نفس گیر می شد . گاهی تصمیم می گرفتم تا میدان را به در کنم و عرصه را خالی کنم اما این اراده ام بود که اجازه ی این کار را نمیداد و چراغ روشن امید در دلم خستگی ها را از روانم می زدود.


 سال نود گاهی گریستم . گاهی خندیدم. گاهی می ترسیدم گاهی جسورانه با ترسهایم مبارزه می کردم. سال نود برایم سال پاداش بود.
سال برداشت محصول بود. سال نود سراسر اتفاقات تازه بود. ادمهای تازه. تجربیات تازه.مناظر متفاوت و من کنکاشگرانه، کنجکاوانه و مشتاقانه تازگی ها را جستجو کردم و آنها را وارد زندگی ام کردم و اینک در واپسین دقایق سال نود به درگاه خدایم، همان که همیشه برایم با عظمت ترین است سپاس گذارم که مرا به سلامت از  آسیبهای سال 89 عبور داد و من اینک سربلند، مسرور و خرسندم از اینکه پای عهدم و قول و قرارم با خودم که در 29 اسفند 89 بسته بودم مانده ام.
و من امروز شادم وقتی کودکان معصوم و معلول محل کارم صادقانه به من اظهار علاقه میکنند.
که اظهار علاقه و پیشرفتهای هر چند کوچک انان خود نیز هدیه ای است از طرف خدا. که لبخند انان و دعای خیر مادرانشان برایم بوی زندگی می دهد.
خدای مهربانم به خاطر تمام روزهای سال نود که انصافا سال سختی بود به درگاهت سراسر عظمتت شاکرم.
تو که خوب می دانی من همیشه قدردان رحمتت در زندگی ام هستم و این بار آمده ام که دوباره در حضور دریای پر از برکتت برای سال نود و یک عهد و قرارهایم را بگذارم و از تو  توان رشد و بالندگی مضاعف برای زندگی ام بخواهم چرا که رشد را نقطه ی پایانی نیست و سراسر زندگی پر از چالش است و من اینک با خودم عهد می بندم که همچنان مصمم، سرشار از استقامت سرپا بمانم و با تمام قوا به ترسهایم غلبه کنم و فراسوی آن پرواز کنم.
سال نود و یک با آغوش باز به استقبالت می آیم...باز کن پنجره را و بهاران را باور کن... خاک جان یافته است .. مگر کم از خاکیم.. نفس کشید زمین ما چرا نفس نکشیم...










نوشته شده در دوشنبه 29/12/90ساعت 11:17 عصر توسط حوری آسمان نظرات ( ) |

 


دلم برای خودم تنگ شده.......


نوشته شده در یکشنبه 11/10/90ساعت 10:59 عصر توسط حوری آسمان نظرات ( ) |

هدف مقدس


تنها رمز ایستادگی  و مقاومتم در اوج سختی ها و مشکلات است....


بسان یک ستون قوی....


به راستی که اعجاز میکند....


 


 


نوشته شده در یکشنبه 4/10/90ساعت 8:43 عصر توسط حوری آسمان نظرات ( ) |

چشم من بگو چی دیدی غصه خوردی


چشم من تو پا به ماه چند تا بغضی؟


دیگه داد هر چی ابره در آوردی


میدونی چند تا نمازتو شکوندی


چند تا ربنای نیمه کاره خوندی


شونه های آسمون تر شده ، بس کن


می بینی خدا رو تا گریه کشوندی


هنوزم یکی نشسته روی ابرا


نگران  کفترای یا کریمه


دیگه وقت خنده های بی بهونس


چشم من گریه نکن خدا کریمه


 


 


نوشته شده در شنبه 26/9/90ساعت 11:18 عصر توسط حوری آسمان نظرات ( ) |

امروز من اشتباهات چند ماه اخیر زندگی ام را اگاهانه پذیرفتم....


نوشته شده در دوشنبه 21/9/90ساعت 9:46 عصر توسط حوری آسمان نظرات ( ) |

دلم برای روزهای آروم زندگیم تنگ شده...



 


نوشته شده در جمعه 4/9/90ساعت 3:34 عصر توسط حوری آسمان نظرات ( ) |

رب زدنی علما


خدایا بر علمم بیفزای


هرچه بیشتر در مسیر علم گام بر می دارم این ندانسته هایم است که خودنمایی می کند


خدایا من محتاج یادگیری ام. خدایا من مشتاق به دانستنم .


در راه سخت علم آموزی یارم ام کن...


 



 


نوشته شده در شنبه 14/8/90ساعت 10:11 عصر توسط حوری آسمان نظرات ( ) |

   1   2   3   4      >

Design By : Pichak